صدایی از عرش ، سخنی از عاشق سرگشته ، قلندر یک لا قبا
حافظ شیرین سخن :
مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
گرت مدام میسر شود ، زهی توفیق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکنته کرده ام تحقیق
دریغ و دردکه نا این زمان ندانستم
که کمیای سعادت رفیق بود رفیق
بیاکه توبه زلعل نگار و خنده ی جام
حکایتی ست که عقلش نمیکند تصدیق....
برچسب:
نویسنده: هستی کاظمی