خرید بک لینک

تو هر کاری دخالت میکند .تو هر سوراخی انگشت میکند . راجع به هر چیزی نظر میدهد .به کار همه فضولی میکند .اصلا این کار برایش یه جور سرگرمی و تفنن است.

همیشه خدا چونه اش می جنبه ، دوستان تا اورا می بینند در میرن ، یا یه جوری خودشون را مشغول نشون میدن تا او گوش اشان را بکار نگیرد. اما طرف پوست اش کلفته ، به این بی اعتنائی ها محل نمی گذارد.

کارش به جنگ و دعوا و حتی کلانتری و زندان هم کشیده شده . میگن سوء سابقه هم داره یعنی مغزش بوی قرمه سبزی میده . اما پوست کلفت پوست کلفته ..

آخه بابا تو هم مثل ما کارمندی .گنجشک روزی ؛ کارمند آب باریکه با چ... کلاس سواد. صلاحیت نداری ، تخصص نداری ، علم جامعه شناسی نداری ، کارشناس و نخبه نیستی . سرت را بنداز پایین و به چند مثقال روزی قانع باش . اما گوش اش به این حرف ها بدهکار نیست.

زیدی میگفت تقصیر زن اش است . نمیگذارد توی خونه حرف بزنه ، اینجا خودش را خالی میکنه .

خوب آخه حرف نشخوار آدمیزاده . اما مگه یک نفر آدم چقدر اترژی دارد؟ خدایش حرف های با ارزش میزنه.. دیروز بن کرده بود به دلال و واسطه و میگفت :

" خداوند عالم که همه کارهاش از روی صلاح و مصلحت است ، این دلال را برای چی آفرید؟ اگر این ها نباشند مشگلی برای مردم پیش میآید؟ دلال و واسطه جز ضرر و زیان چیزی برای جامعه ندارند. هیچ کارمفیدی نمی کنند . از زحمت و نولید دیگران استفاده می کنند. آفت اجتماع هستند و مثل انگل به ریشه اقتصاد جامه چسبیده اند.

آیا تا کنون مزارع و باغ هائی را که آفت میزند دیده اید؟ درختان زرد و خشک می شوند . رمق گل و گیا ه را آفت میگیرد و محصول کشاورز از بین می رود .اما وقتی کشاورز آفت را نابود میکند ، گیاهان دوباره زنده می شوند.و مزارع و باغ ها شاداب و پرطراوت میشوند.

در جامعه هم دلال و واسطه هم همین طور است . به چرخ تولید جامعه می چسبند و سد راه آن می شوند . گرانی و قحطی مصنوعی . وهزار جور مرض دیگر اقتصادی درست می کنند." ...

میگویم باز شروع کردی ؟ برادر عزیر پا توی کفش مردم نکن. واسطه و دلال فرق میکنه . این مرگ من از اون مرگ من ها نیست. به قول سعدی علی الرحمه . این بیشه گمان مبر که خالیست . شاید که پلنگ خفته باشد. پا رو دم شیر نگذار . من وتو حریف دلال و واسطه نمی شیم.

از اینکه می بیند به حرفش توجه کرده ام ، بیشتر شگفته می شود. به سمت من برمیگردد و مثل گویندگان صدا و سیما غش صداش را میگیرد .و نطق اش گل میکنه . و میگه به قول حافظ : ما چودادیم دل و دیده به توفان بلا گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد بکن ...

بالاخره این حرف ها را یکی باید بگوید. هرچه منتظر شدیم صدائی از جائی در نیامد.

نفر پشت سر من که علاوه برکارمندی تو پست شریف خرید و فروش اتومبیل هم فعالیت دارد ؛ شاهد و ناظر سخنان گهر بار اوست ، دهنش را باد میکند و صدا در می آورد. اما پوست کلفت زیر چشمی نگاهی به او میکند و به روی مبارک نمی آورد. میگم داداش جون بچه ات ، شاخت را از ما بیرون بکش .اما او چانه اش تازه گرم شده است. :" داشتم میگفتم ، دلال فرهنگ دلالی دارد . اخلاق اش هم مخصوص خودش است. عبارت های ، دغل ، قالتاق ؛ کلاش ؛ مردم فریبی و دروغگوئی ، اختلاس ، مال مردم راچپو کردن ... از داخل همین فرهنگ بیرون می آید. بنابراین آنها نه فقط به اقتصاد ضربه می زنند ، بلکه فرهنگ جامعه را هم آلوده میکنند. واقعا درست میگه اما من میترسم حرفش را تایید کنم. برای حفظ خودم میگویم آقای محترم قضاوت راجع به این کار ها به این سادگی نیست . برای خودت میبری و میدوزی . این مطلبی است که کارشناس های جامعه هم توش موندن .باید علم جامعه شناسی بلد باشی."

میگوید :

نه باور کنید موضوع به همین سادگی است.

آنها که از تولید و کار و خدمت به مردم گریزانند ، آنها که دنبال پول یامفت میگردند ، مایه تیله و یک درآمد قلمبه ی بی زحمت می خواهند . حلال و حروم نمی شناسند . از کار گریزانند . آدم های بی مایه ای که حق و حقوق دیگران را رعایت نمی کنند. از زیر کار در می روند و از دولتی سر کار دیگران زنده اند. در تقسیم کار اجتماعی جائی ندارند. خودشان را به مردم تحمیل کرده اند. پرو و وقیح هستند .کارشون چپو کردن است.. همه کارها زشت وخلاف را انجام میدن . اصلا شرم و حیا سرشون نمیشه . پدر ، مادر ، ناموس ،دین و امام و پیغمبر و مقدساتشون ، اسکناسه.... "

به بهانه دستشوئی رفتن می روم توی راهرو و یک نفس راحت میکشم . چند دقیقه ای قدم میزنم . اما وقتی برمیگردم . مجلس همچنان برقرار است. پوست کلفت در حال نطق کردن است : " مردم به این ها عادت کرده اند. و ظاهرا مقبول واقع شده اند. اما در حقیقت هیچکس واسطه گری و مفت خوری را تایید نمیکند کارهای خلاف دیگر مثل دزدی و روسپیگری هم هستند که در جامعه طرد شده اند . و هیچ قانونی آن را قبول ندارد اما وجود دارد .ولی بشکل پنهان و تایید نشده . اما دلالی و واسطه گری این طور نیست . قبح آن ریخته شده است.و به شکل آشکار و ظاهرا قانونی در بعد وسیعی فعالیت می کند. و دلال ها سرشان را بالا میگیرند و آدم های دیگر راتحفیر میکنند و نه تنها از کار خود شرمنده نیستند بلکه به آن افتخار هم می کنند.و آن را نشانه موفقیت و زرنگی خود میدانند.

تصور کنید اگر روزی این ها در جامعه نباشند. چه خواهد شد!! دلال به جای مصرف کننده ، تولید کننده شود. حق ذلالی از بین میرود. قیمت ها کاهش پیدا می کند . مردم بدون نگرانی از فریب خوردن در ارتباطات اجتماعی ، مایحتاج زندگی خود را تهیه می کنند. راستی ما چقدر ساذه ایم و چه آرزو هائی داریم..

استرس و التهاب فروکش می کند .آرامش به زندگی مردم باز میگردد."

اگر شما جای من بودید چه میگفتید؟ انصافا من هیچ جوابی نداشتم . اما آقای دلال به اوضاع مسلط است ، مرا محکوم کرده و به کنجی رانده است. رویای شیرینی در ذهنم نقش می بندد : کاش همه مردم پوست کلفت بودند.

برچسب: نویسنده: هستی کاظمی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1396 ساعت: 12:16

صفحه بندی