با حالت عصبی وارد شد. خیلی برافروخته بود.آرام و قرار نداشت . با شخص غایبی حرف می زد و مرتب تحکیم و تحکم می کرد.
گفتم : چیه ؟ چته استاد؟ گفت از دست این نسل راحت طلب تن پرور و بی خیر وبرکت .. یادم آمد که استاد دفعه قبل هم از دست شاگردانش ، شاکی بود . می خواستم بیشتر سئوال کنم . که خودش به حرف آمد.: آقا برای یک تحقیق ساده مثل خرتو گل مانده اند. دانشجوئی که همت خواندن دو صفحه کتاب را ندارد. بجای مطالعه و تحقیق ، از توی اینترنت چند صفحه پرینت گرفته ، آورده داده به من . و جالب تر اینکه خودش هم مطلب را نخوانده . چون ازش می پرسم نمی تونه جواب بده. .. کی از خواب غفلت بیدار میشن؟ من که نمره بهشون نمیدم . پدرشون را درمی آرم.
گفتم : خوب شما راهنمائیشون کن ، کتاب بهشون معرفی کن. پوزخند می زنه ... مگه کتاب معرفی نکردم؟ .. آقا اینا سر کلاس هم دست از این مبایل بازی برنمی دارن.. اس ام اس هائی که بیشترش یک مشت اراجیف است. ذهن و فکر و خلاقیت و همه چیزشون همین یک مشت اراجیف و سرگرمی های بی ارزش است. اگه مبایلشون را ازشون بگیری مغزشون هنگ میکنه .
چند ارباب رجوع دیگه آومدن و من مشغول جوابگوئی به آنها شدم. اما استاد همچنان به حرف زدن ادامه میداد . خیلی دلش پربود.
برچسب:
نویسنده: هستی کاظمی